به گزارش سینماپرس، حجتالاسلام محمدمهدی ایمانیپور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در یادداشتی نوشت: رهبر کلیسای کاتولیک اخیراً هشدار داده است که توسعه سریع هوش مصنوعی نباید به قیمت تضعیف انسانیت تمام شود. سیاستمداران باید فناوری را در خدمت منافع عمومی هدایت کنند.پاپ لئو تاکید کرده است که جهان به هوش مصنوعیای که انسانیت را تضعیف کند، نیاز ندارد. این فناوری باید به جای تبدیل شدن به رقیب انسان، در خدمت «خیر عمومی» قرار گیرد.
دغدغه مندی پاپ لئو و بسیاری از رهبران دینی جهان نسبت به تبعات رویکرد ابزارگرایانه و ضد بشری در قبال هوش مصنوعی، ارزنده و از سوی پیروان ادیان الهی در سرتاسر دنیا قابل توجه است.
در این خصوص نکات مهمی وجود دارد که لازم است مورد عنایت قرار گیرد:
نخست اینکه هوش مصنوعی دیگر یک فناوری دور از دسترس یا مسئلهای صرفاً متعلق به محافل تحقیقاتی، علمی و یا آزمایشگاهی نیست! این فناوری اکنون در آموزش، درمان، خرید، رسانه، روابط اجتماعی، مدیریت شهری و حتی تصمیمهای شخصی انسانها و در تلفن همراه، حضور دارد. هوش مصنوعی میتواند به انسان در ارتقای علمی ، انسجام ذهنی، تشخیص بیماری، کاهش اتلاف منابع، دسترسی عادلانهتر به دانش و حل مسائل پیچیده کمک کند؛ اما همین ظرفیت، اگر بدون هدایت اخلاقی، حقوقی و معنوی توسعه یابد، میتواند سبک زندگی فردی و اجتماعی بشر را به مسیری نگرانکننده ببرد.
اما خطر اصلی آنجاست که این مسئله آرامآرام قدرت انتخاب، تفکر انتقادی، همدلی و مسئولیتپذیری خود را به سامانههایی واگذار کند که نه وجدان دارند، نه رنج را تجربه میکنند و نه معنای عدالت و کرامت را بهمثابه یک حقیقت انسانی درمییابند. در سطح فردی، وابستگی افراطی به ابزارهای هوشمند میتواند به تضعیف مهارتهای فکری و عاطفی منجر شود. وقتی الگوریتمها برای ما انتخاب میکنند چه بخوانیم، چه ببینیم، با چه کسی ارتباط بگیریم و حتی چگونه تصمیم بگیریم، امکان دارد قدرت داوری مستقل در ما کاهش یابد. انسانِ برخوردار از اطلاعات فراوان، لزوماً انسانِ آگاهتری نیست؛ بهویژه اگر جریان اطلاعات، با هدف جلب توجه، کسب ثروت و قدرت یا جهتدهی پنهان به رفتار و مولفه های انسانی و فطری او طراحی شده باشد.
نکته دوم، معطوف به ظرفیت بالقوه هوش مصنوعی در مخدوش نمودن مرز واقعیت و دروغ است. صورت مسئله گویاست: تولید آسان متن، تصویر، صدا و ویدئوی جعلی میتواند مرز میان واقعیت و جعل را مخدوش کند. «دیپفیکها» و محتوای ساختگی، تنها یک مسئله فنی نیستند؛ آنها میتوانند اعتماد عمومی را فرسوده کنند، آبروی افراد را هدف بگیرند و مناسبات خانوادگی و اجتماعی را آسیبپذیر سازند. در سطح اجتماعی نیز مخاطرات کم نیست. الگوریتمهای تبعیضآمیز میتوانند نابرابریها و الگوهای نامتعارف اجتماعی را تایید، تثبیت یا حتی توجیه کنند. اگر دادههای آموزشی یک سامانه، حامل پیشداوریهای جنسیتی، نژادی، قومی، مذهبی یا طبقاتی باشد، خروجی آن نیز ممکن است بهظاهر «بیطرف» اما در عمل ناعادلانه باشد. فناوری، زمانی عادلانه است که طراحی، داده، نظارت و پاسخگویی آن نیز عادلانه باشد.
مخاطره دیگر، تبدیل شدن انسان به «داده» است. در اینصورت انسان دیگر صرفاً مصرفکننده نیست، بلکه خودش به یکی از مواد اولیه فناوری تبدیل میشود. رفتارهای روزمره ما، از اعتقادات دینی، سبک زندگی، علایق فرهنگی، ارتباطات اجتماعی و ... میتواند به موادی خام برای تحلیل، پیشبینی و اثرگذاری بر رفتارمان بدل شود. اگر حریم خصوصی و مالکیت دادهها بهدرستی محافظت نشود، آزادی فردی در معرض فرسایش تدریجی قرار میگیرد.
در این چارچوب برخی از تحلیلگران مباحث فرهنگی میپرسند، اگر روزی بتوان رفتار انسان را بهتر از خود او از روی دادههایش پیشبینی کرد، مرز میان "شناخت انسان" و " مهندسی انسان" کجاست؟
نکته سوم، به نقش محوری و مهم رهبران دینی جهان در هدایت پدیده "هوش مصنوعی" در مجرای صحیح و مطلوب آن است. ادیان بزرگ جهان، بر اصولی مشترک تأکید دارند: کرامت انسان، عدالت، صداقت، شفقت، مسئولیت در برابر دیگری، صیانت از خانواده و پرهیز از تبدیل شدن انسان به ابزار. این اصول میتوانند قطبنمای اخلاقی توسعه فناوری باشند. رهبران دینی میتوانند گفتوگویی جهانی را تقویت کنند که در آن، پرسش اصلی فقط این نباشد که «چه چیزی از نظر فنی ممکن است؟» بلکه پرسیده شود: "چه چیزی برای انسان، شایسته، عادلانه و سودمند است؟"
این وظیفه، به معنای مخالفت با علم یا هراس از فناوری نیست. برعکس، نگاه دینی و انسانیِ مسئولانه میتواند هوش مصنوعی را از ابزار سودجویی صرف، نظارت بیحد یا تخریب روابط انسانی، به وسیلهای برای خدمت به سلامت، آموزش، توسعه یافتگی، حمایت از اقشار مختلف، حفاظت از محیطزیست و گسترش دسترسی به دانش تبدیل کند.
آینده هوش مصنوعی از پیش نوشته نشده است. این فناوری میتواند به تعمیق تنهایی، تبعیض و بیاعتمادی بینجامد؛ یا به ارتقای کیفیت زندگی، همبستگی انسانی و شکوفایی اخلاقی کمک کند. تفاوت این دو آینده، نه در سرعت پردازندهها، بلکه در عمق مسئولیت انسانهاست. فناوری هرقدر هوشمندتر شود، نیاز ما به حکمت، اخلاق و معنویت بیشتر خواهد شد.
ارسال نظر